على ربانى گلپايگانى

237

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و ثانيا : نظريهء مزبور با توجه به آنچه به آن ملتزم گرديد ، يعنى مغايرت ذاتى ميان صورت ذهنى و معلوم خارجى ، از نظر معنا ( در حقيقت ) همان نظريهء شبح است ، پس محذور سفسطه كه لازمهء قول به شبح مىباشد ، لازمهء اين قول نيز هست ، ( زيرا ملاك مطابقت صورت ذهنى با موجود خارجى يا وجود آن دو است يا ماهيت آن دو ، و در نظريه ياد شده ، صورت ذهنى در هيچيك در اين دو حيثيت با معلوم خارجى مطابقت ندارد ، نه در حيثيت ماهيت و نه در حيثيت وجود ، و هرگاه ميان صورت ذهنى و موجود خارجى مطابقتى در كار نباشد ، علم به خارج تحقق نخواهد يافت ) . 3 - پاسخ محقق دوانى و نقد آن : يكى ديگر از وجوهى كه در پاسخ اشكال سابق بيان گرديده است ، كلام برخى از صاحب‌نظران « 1 » است و آن اينكه : از آنجا كه علم ، از نظر ذات و حقيقت با معلوم بالذات ، متحد است ، پس از مقوله معلوم خواهد بود ( و به عبارت ديگر : ماهيت معلوم بالذات با ماهيت معلوم بالعرض متحد است ؛ زيرا فرض اين است كه ماهيت اشياء در ذهن موجود مىشود و ماهيت و ذات علم هم با ماهيت معلوم بالذات متحد است ، پس با ماهيت معلوم بالعرض هم متحد خواهد بود ؛ زيرا اگر « الف » ( علم ) متحد با « ب » ( معلوم بالذات ) باشد ، و « ب » هم متحد با « ج » ( معلوم بالعرض ) باشد ، « الف » متحد با « ج » خواهد بود ، پس ماهيت علم همان ماهيت معلوم خارجى است ) اگر معلوم بالذات ( و معلوم بالعرض ) جوهر باشد ، علم هم جوهر است و اگر « كم » باشد ، علم هم « كم » است . و هكذا ( اگر ماهيت معلوم بالذات و بالعرض اضافه

--> - و ما به ازاء خارجى ندارد ، تا به عنوان يك امر مشترك واقعى بشمار آيد . ( به حواشى شرح منظومه ، مبحث وجود ذهنى رجوع شود ) . ( 1 ) مقصود محقق دوانى است ، دوان يكى از قريه‌هاى كازرون فارس است كه زادگاه وى مىباشد ، نامبرده در آغاز بر مذهب تسنن بوده و سپس مذهب شيعه را برگزيده است ، وفاتش بعد از سنهء / 900 هجرى قمرى است . ( تحفة الاحباب ، محدث قمى ، ص 136 ) .